تبلیغات
نیستان
ایران زیباست، برای همین گوناگونی‌ها، چه در اقلیم و چه در فرهنگ آن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1396
نظرات

دوشم آن سنگدل پریشان داشت
یار دل‌برده دست بر جان داشت


دیده دُر می‌فشاند در دامن
گوییا آستین مرجان داشت


اندرونم ز شوق می‌سوزد
ور ننالیدمی، چه درمان داشت؟


می‌نپنداشتم که روز شود
تا بدیدم سحر که پایان داشت


درِ باغ بهشت بگشودند
باد گویی کلید رضوان داشت


غنچه دیدم که از نسیم صبا
همچو من دست در گریبان داشت


که نه‌تنها منم ربودۀ عشق
هر گلی بلبلی غزل‌خوان داشت


رازم از پرده برملا افتاد
چند شاید به صبر پنهان داشت؟


سعدیا ترک جان بباید گفت
که به یک دل دو دوست نتوان داشت

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/YekDel.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1396
نظرات
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم


شوق است در جدایی و جورست در نظر
هم جور بِه که طاقت شوقت نیاوریم
!


روی ار به روی ما نکنی، حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم


ما را سَری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم


گفتی: ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم!


ما با توییم و با تو نییم اینت، بُلعجب!
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم


نه بوی مهر می‌شنویم از تو، ای عجب!
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم


از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟


ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم


سعدی تو کیستی که در این حلقۀ کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Nilu.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Nilu1.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1396
نظرات

گفتم آهن‌دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی


وان که را دیده در دهان تو رفت
هرگزش گوش نشنود پندی


خاصه ما را که در ازل بوده‌ست
با تو آمیزشی و پیوندی


به دلت کز دلت به در نکنم
سخت‌تر زین مخواه سوگندی


یک دم آخر حجاب یک سو نِه
تا برآساید آرزومندی


همچنان پیر نیست مادر دهر
که بیاورد چون تو فرزندی


ریش فرهاد بهترک می‌بود
گر‌نه شیرین نمک پراکندی


کاشکی خاک بودمی در راه!
تا مگر سایه بر من افکندی


چه کند بنده‌ای که از دل‌و‌جان
نکند خدمت خداوندی؟


سعدیا دور نیک‌نامی رفت
نوبت عاشقی است یک‌چندی

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Nobat3.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Nobat2.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Nobat.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Nobat4.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : شنبه 12 فروردین 1396
نظرات

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت


یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم
پرده برانداختی، کار به اتمام رفت


ماه نتابد به روز، چیست که در خانه تافت؟
سرو نروید به بام، کیست که بر بام رفت؟


مشعله‌ا‌ی برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت، خانگه عام رفت


عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود، ننگ شد و نام رفت


گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت


هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود، خام رفت


ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت


همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
مِی چو فروشد به کام، عقل به ناکام رفت

 http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Delaram.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : جمعه 11 فروردین 1396
نظرات

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم


به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم
، نه صبر ماند و نه هوشم


حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم


مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم


من رمیده‌دل آن بِه که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم، به دربرند به دوشم


بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم


مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالَمی نفروشم


به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم


مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم؟


به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Jush1.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Jush.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396
نظرات

یکی شاهدی در سمرقند داشت
که گفتی بجای سمر، قند داشت


جمالی گرو برده از آفتاب
ز شوخیش بنیاد تقوی خراب


تعالی الله از حسن تا غایتی
که پنداری از رحمت است آیتی


نظر کردی این دوست در وی نهفت
نگه کرد باری به‌تندی و گفت:


که‌ ای خیره سر! چند پویی پیم؟
ندانی که من مرغ دامت نیم؟


گرت بار دیگر ببینم، به تیغ
چو دشمن ببرم سرت بی‌دریغ


کسی گفتش: اکنون سر خویش گیر
از این سهل‌تر مطلبی پیش گیر


نپندارم این کام حاصل کنی
مبادا که جان در سر دل کنی!


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Samarghand.jpg

چو مفتون صادق ملامت شنید
به درد از درون ناله‌ای برکشید


که بگذار تا زخم تیغ هلاک
بغلطاندم لاشه در خون و خاک


مگر پیش دشمن بگویند و دوست
که این کشتۀ دست و شمشیر اوست


نمی‌بینم از خاک کویش گریز
به بیداد گو آبرویم بریز


مرا توبه فرمایی ای خودپرست؟!
تو را توبه زین گفت اولی‌ترست


ببخشای بر من که هرچ او کند
وگر قصد خون است، نیکو کند


بسوزاندم هر شبی آتشش
سحر زنده گردم به بوی خوشش


اگر میرم امروز در کوی دوست
قیامت زنم خیمه پهلوی دوست


مده تا توانی در این جنگ پشت
که زنده است سعدی که عشقش بکشت


از باب سوم بوستان؛ در عشق و مستی و شور

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Samarghand1.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


 
 
آقای روحانی! ضمن تبریک به شما برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری و آرزوی موفقیت در ادامه‌ی مسیر، اعلام می‌کنم که من زن می‌خوام

میثم نصیری