تبلیغات
نیستان
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : جمعه 12 خرداد 1396
نظرات

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Mah.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Behesht.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Abr.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png

نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1396
نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Masnavi.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/LakPosht.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png

نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : پنجشنبه 31 فروردین 1396
نظرات

تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر
بل ز صد لشکر ظفرانگیزتر

 

ای دریغا! لقمه‌ای دو خورده شد
جوشش فکرت از آن افسرده شد

 

گندمی خورشید آدم را کسوف
چون ذنب شعشاع بدری را خسوف

 

اینت لطف دل که از یک مشت گِل
ماه او چون می‌شود پروین‌گسِل


نان چو معنی بود خوردش سود بود
چون‌که صورت گشت، انگیزد جحود


همچو خار سبز کاشتر می‌خورد
زان خورش صد نفع و لذت می‌برد


چون‌که آن سبزیش رفت و خشک گشت
چون همان را می‌خورد اشتر ز دشت؟


می‌دراند کام و لنجش ای دریغ!
کان‌چنان ورد مربی گشت تیغ


نان چو معنی بود، بود آن خار سبز
چون‌که صورت شد، کنون خشک است و گبز


تو بدان عادت که او را پیش ازین
خورده بودی ای وجود نازنین!


بر همان بو می‌خوری این خشک را
بعدازآن کامیخت معنی با ثری


گشت خاک‌آمیز و خشک و گوشت‌بر
زان گیاه اکنون بپرهیز ای شتر!


سخت خاک‌آلود می‌آید سخُن
آبْ تیره شد، سر چه بند کن


تا خدایش باز صاف و خوش کند
او که تیره کرد هم صافش کند


صبر آرد آرزو را، نه شتاب
صبر کن والله اعلم بالصواب


از مثنوی معنوی


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/KhakAlud.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Dast.jpg


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1396
نظرات
در آینه دوباره نمایان شد
با ابر گیسوانش در باد

باز آن سرود سرخ اناالحق

ورد زبان اوست

 

تو در نماز عشق چه خواندی؟
که سال‌هاست
بالای دار رفتی و این شحنه‌های پیر

از مرده‌ات هنوز
پرهیز می‌کنند

 

نام تو را به رمز
رندان سینه‌چاک نشابور
در لحظه‌های مستی

مستی و راستی
آهسته زیر لب

تکرار می‌کنند

 http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Hallaj.jpg

وقتی تو
روی چوبۀ
دارت
خموش و مات

بودی
ما

انبوه کرکسان تماشا
با شحنه‌های مأمور

مأمورهای معذور
همسان و همسکوت ماندیم

 

خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد

مردی ز خاک رویید

 

در کوچه‌باغ‌های نشابور
مستان نیم‌شب، به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز

ترجیع‌وار زمزمه کردند

 
نامت هنوز ورد زبان‌هاست

 

محمدرضا شفیعی کدکنی

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Hallaj2.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Hallaj3.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png



نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1396
نظرات

خدایا کاش وصلی بود یک‌دم!
نه دردی بود در عالم، نه مرهم

 

نمی‌میریم جز در آتش وصل
نمی‌سوزیم جز در حسرت هم

 

هرآن‌کو راه عدل و دین بگیره
مراد از طالع شیرین بگیره

 

مرا داغ برادرهاست در دل
فلک داد مرا سنگین بگیره

 

همان‌هایی که اهل راز گردند
دگر با خویشتن دمساز گردند

 

جراحت در جگر دارند و افسوس
کجا یاران رفته بازگردند؟

 

اسیر روزگار گرم و سردیم
مگر با گردش دوران بگردیم

 

همه آلوده‌دامانی به سر شد
به‌جز زخمی که از سر وا‌نکردیم

 

عبدالجبار کاکایی

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Gardesh.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png



 یاد
نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396
نظرات

برای آمرزش روح پدرم


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/page068.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Pedar19.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png