نیستان

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

نیستان یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ






تاریخ : جمعه 3 آذر 1396 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

از یک سه‌تار کهنه، از مرغ سحر تا شب
از عصر جمعه، جمعهٔ کش‌دار سگ‌مصب


از صبح بحث فلسفی، حرف از حقوق زن
هر شب تخیل با دو سه تا عکس مستهجن


از ایسم های بی‌ادب، از کوفت، زهرمار
در ژست‌های شاعرانه نخ‌به‌نخ سیگار


معلوم بودن در دل یک چند‌مجهولی
ارضا شدن از زندگی در نقش مفعولی


از رنگ‌های زندگی خاکستری بودن
رؤیای ابراهیمی تنھاتری بودن


از ضلع‌های فرضی یک دایره بودن
سیر از خودت، از بودنت تا خرخره بودن


از ایستگاه صادقیه گریه تا همت
از عاشقت بودن به هر نحو و به هر قیمت


از لمس دست گرم تو در جیب بارانیت
از زخم‌های عمدی‌ام، از بوسه‌درمانیت


از تو که راحت رفته‌ای، راحت‌تر از راحت
از من فقط یک هیچی، یک هیچِ کم‌طاقت


یک هیچی که راه را از عمد کج کرده
یک هیچی که با خودش بدجور لج کرده


از قصه‌ای که خوب‌هایش یک‌به‌یک مردند
در بازی‌ای که بدترین‌ها عاقبت بردند


دلگیرم از از از رسیدن به همین بخشی
که خوب می‌دانم مرا دیگر نمی‌بخشی


لعنت به من، لعنت به من، لعنت به من، لعنت
گریه... صدای نالهٔ آژیر در همت


رؤیا ابراهیمی


تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1396 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

ای صبا! رو سبکبار، ازبرم سوی دلدار
 گو به آن بی‌وفا یار حال این عاشق زار


گو به هر کوی و برزن / پیش هر مرد و هر زن

بگذرم چون به زاری / همچو ابر بهاری

 از دو چشم گهربار/ دُر فشانم صدف‌وار


ماه نو چو بر چشم مردم نیاید
 هرکسش به انگشت خود می‌نماید


در غم تو ازبس‌که زار و نزارم
 با هلال و یک مو تفاوت ندارم


غم بود کوه، دل بود کاه / آتش عشق درد جانکاه

بس نهاده عشقت به دوش دلم بار
 ترسم از غمت جان سپارم به‌یکبار


ای گل! نشستن با خسان پیوسته‌ات گر خوست
 روزی بیاید کز تو نه رنگی به‌جا، نه بوست


با غیر اگر که آشنا، از چه به من یار است؟
 سالک به من گر بی‌وفا، از چه به اغیار است؟


بس، بس حکایت از تو ناگفتن همی بهتر
 رو، رو شکایت از تو ناکردن بسی نیکوست

ترانۀ حسن صدر سالک




برچسب ها: سبکبار، تصنیف، حسن صدر سالک، موسیقی سنتی، سیاه‌مشق، خوشنویسی، نستعلیق،  

تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1396 | 03:43 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات









تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1396 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

یاری نماند و کار از این و از آن گذشت
آه مخدرات حرم ز آسمان گذشت


واحسرتای تعزیه‌داران اهل‌بیت
نی از مکان گذشت که از لامکان گذشت


دست ستم قوی شد و بازوی کین گشاد
تیغ آن‌چنان براند که از استخوان گذشت


یا شاه انس و جان! تویی آن کز برای تو
از صد هزار جان و جهان می‌توان گذشت


ای من شهید رشک کسی کز وفای تو
بنهاد پای بر سر جان وز جهان گذشت


جان‌ها فدای حرّ شهید و عقیده‌اش
کازاده‌وار از سر جان در جهان گذشت


آن را که رفت و سر به ره ذوالجناح باخت
این پای‌مزد بس که به‌سوی جنان گذشت


وحشی کسی چه دغدغه دارد ز حشرونشر
کش روز نشر با شهدا می‌کنند حشر


وحشی بافقی


برچسب ها: وحشی بافقی، ترکیب بند، محرم، صفر، شعر عاشورایی، شعر کهن، کربلا،  

تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1396 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات






تاریخ : شنبه 20 آبان 1396 | 09:59 ق.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
تعداد کل صفحات : 70 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.