نیستان - دیگر چه می‌توان گفت؟

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

نیستان - دیگر چه می‌توان گفت؟ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ


چون دوست دشمنی کرد، دیگر چه می‌توان گفت؟

با یار ناجوانمرد دیگر چه می‌توان گفت؟

 

با محرمان غماز، با همرهان ناساز
با همدمان دم‌سرد دیگر چه می‌توان گفت؟

 

با بدقمار بدنرد، با بدرگان نامرد
با رهزنان بی‌درد دیگر چه می‌توان گفت؟

 

مردانگی چو شد ننگ، بر مرد عرصه شد تنگ
فحلی چو خواری آورد، دیگر چه می‌توان گفت؟

 

در شهر خالی از مرد، با خاطری پر از درد
شبرو شود چو شبگرد، دیگر چه می‌توان گفت؟


مظاهر مصفا

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/plasco.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


برچسب ها: دیگر چه می‌توان گفت، علیرضا عصار، مظاهر مصفا، فؤاد حجازی، موسیقی پاپ،  

تاریخ : چهارشنبه 6 بهمن 1395 | 11:49 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.