عقیم دشت بیحاصل دلم، وای!
نسیم درۀ باطل دلم، وای!

 

خراب خستۀ از‌پا‌نشسته
دلم وا دل! دلم وا دل! دلم وای!

*

 دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ
گریبان غمت را می‌زند چنگ

 

صبوری کو که چون دیوانه مردم
بکوبم چون سبویش بر سر سنگ؟

*

دلم مست و دلم مست و دلم مست
پریشان با خیالت دست در دست

 

گره از گیسوانت دانه‌دانه
گشوده یک‌به‌یک در کار خود بست

*

دلم خون و دلم خون و دلم خون
از این دنیای دون، دنیای وارون

 

کمک کن تا زنیم از مَکمَن عشق
به اردوی غم عالم شبیخون


حسین منزوی


برچسب ها: حسین منزوی، چارپاره، شعر، دوبیتی، عشق، نسیم،

تاریخ : یکشنبه 1 مرداد 1396 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.