نیستان - کمال‌الملک ۶

إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

نیستان - کمال‌الملک ۶ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

دستگاه تلگراف خبر واصل می‌کند و اتابک آنها را برای شاه می‌خواند.

اتابک صورت تلگرافات سلاطین، امپراطوران، سران و ملکه‌جات عالم گیتی که به قصد تشرف به خاک پای همایون واصل شده، عرض می‌شود. مضامین تلگرافات، جمله در تعزیت شهادت جگرسوز سلطان مبرور و تهنیت بر جلوس نویدبخش شاه جوان‌بخت منصور است.

اتابک اعلی‌حضرت امپراتور کل ممالک روسیه.

مظفرالدین‌شاه عموجان نیکلا!

اتابک علیاحضرت پادشاه انگلستان و امپراتریس هندوستان.

مظفرالدین‌شاه عمه‌جان ویکتوریا!

اتابک جناب شوکت‌مآب، رئیس‌جمهوری دولت فرانسه.

مظفرالدین‌شاه موسیو فری سیفر!

اتابک علیاحضرت ملکۀ هلند.

مظفرالدین‌شاه مادام ما! جان‌باجی‌جان! آتام ال‌دن گته!

اتابک جناب نواب والا خدیو مصر.

مظفرالدین‌شاه برادرمان عباس.

کمال‌الملک در پشت تابلوها به‌آرامی می‌خندد.

اتابک علیاحضرت ملکهٔ سابق اسپانیا.

مظفرالدین‌شاه خاله‌جان ایزابل! یتیم‌شاهم خاله!

اتابک حضرت پاپ از واتیکان.

مظفرالدین‌شاه حضرت پاپ لئون هشتم! التماس دعا! طاعت قبول!

اتابک اعلی‌حضرت سلطان عثمانی.

مظفرالدین‌شاه برادرمان سلطان عبدالحمید.



کمال‌الملک سلطنتی بدین اعتبار، سلطانی با این تبار، سلالهٔ شاهی‌اش در یک تابلو نمی‌گنجد. پردهٔ محشر می‌خواهد.

مظفرالدین‌شاه لابداً جملگی این دودمان هم از اشقیا هستند.

اتابک پس تا خروج مختار بتازید اعلی‌حضرتا! بتازید!

مظفرالدین‌شاه استغفرالله.

مظفرالدین‌شاه و کمال‌الملک در اتاق شاه هستند. اتابک با صندوقچه‌ای وارد می‌شود.

اتابک در خوابگاه شاه شهید دو چیز جالب یافتم: اسلحهٔ شخصی شاه واصل...

مظفرالدین‌شاه خدا ایشان را قرین رحمت کند.

اتابک ان‌شاءالله؛ و صندوقچهٔ تیله‌های ملجیک.

مظفرالدین‌شاه بعله.

مظفرالدین‌شاه تپانچه را به اتابک می‌دهد و خود، جعبه را می‌گیرد.

مظفرالدین‌شاه تپانچه را به شما مرحمت می‌کنیم. ان‌شاءالله رحمان در راهی که مصلحت خدا باشد.

اتابک ان‌شاءالله، ان‌شاءالله.

مظفرالدین‌شاه پشت میز می‌نشیند و تیله‌ها را از صندوقچه بیرون می‌آورد.

مظفرالدین‌شاه بعله، تیله‌ها بماند برای خودمان. صندوقچه را هم که نقش‌ونگار زیاد دارد، مرحمت می‌کنیم به استاد نقاش.

مظفرالدین‌شاه صندوقچه را به اتابک می‌دهد و خود شروع به شمارش تیله‌ها می‌کند.

مظفرالدین‌شاه بیر، ایکی، اوچ، دُرت، بش،‌ آلتی، یدی، سکیز، دوکُز، اُن... [یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده...]



کاخ گلستان

مظفرالدین‌شاه در حیاط باغ نشسته است. اتابک و کمال‌الملک در دو طرف او ایستاده‌اند. شاه نقاشی کوچکی را در دست دارد.

مظفرالدین‌شاه این صنعت صورتگری هم عالَم غریبی دارد. باسمه‌ها می‌مانند، نقاش‌ها می‌روند؛ مثل اعمال نیک و بد انسان. اندازهٔ دستلاف شما را نمی‌دانم. عمر ما بیشتر به ولیعهدی گذشته تا شاهی. تعیین صله را به انصاف خودتان می‌گذاریم. چیزی بخواهید، مرحمت می‌کنیم.

کمال‌الملک اجازهٔ مرخصی، تحصیل و تکمیل نقاشی در فرنگ.

اتابک اعلی‌حضرتا! استاد به همهٔ نقاشان آفاق سر است.

کمال‌الملک بنده در گلستان گیتی، خارو‌خاشاکم. استدعا می‌کنم اعلی‌حضرت.

مظفرالدین‌شاه قبول می‌کنیم. مرخصی. ای‌کاش خزانه این‌قدر مفلس نبود و شاه هم می‌توانست به جهت معالجه سری بزند به فرنگ.

اتابک شاهنشاه عزم سفر کنند؛ تهیهٔ پول با غلام. به هر میزان که طالبید، روسیه مایه می‌گذارد. وقتی پای سلامتی شاه در میان است، ملت چشمش کور، قرض می‌کند.

پاریس، موزه لوور

جلو موزه لوور یک جوان فرانسوی با یک سبد سیب که اسلحه‌ای را در آن پنهان کرده است. منتظر رسیدن کالسکه شاه است.

کالسکه شاهی از راه می‌رسد. گروهی از مردم به زبان فرانسوی شعار زنده‌باد ایران و زنده‌باد شاه را سر می‌دهند.

خبرنگار [و بالاخره اینک موکب همایونی به موزهٔ لوور رسید. اعلی‌حضرت شاه ایران.]

مردم [زنده‌باد شاه... زنده‌باد شاه...]

خبرنگار [جمعیت مشتاق برای شاه هورا می‌کشند.]

به‌محض توقف کالسکه، جوانی با سبد سیب به کالسکه نزدیک می‌شود و تیری به‌طرف شاه شلیک می‌کند. شاه جاخالی می‌دهد. اتابک اسلحه را از دست جوان می‌گیرد و او را تحویل مأموران می‌دهد. شاه، بسیار هراسان از کالسکه پیاده می‌شود.

خبرنگار [خوشبختانه سوءقصد ناکام ماند.]

سوءقصدکننده [بگذارید بروم. بگذارید بروم. ولم کنید کثافت‌ها. ولم کنید کثافت‌ها.]

خبرنگار فرانسوی شرح ماجرای ترور را به زبان فرانسه در میکروفن اعلام می‌کند:

خبرنگار [سوءقصد با دخالت پلیس نافرجام ماند و شاه سرانجام وارد کاخ شد. ممکن است احساسات خودتان برای من تشریح کنید؟]

اتابک [میکرفن را به من بگیر. این نتیجهٔ دموکراسی است.]

مظفرالدین‌شاه چی می‌گید؟...




برچسب ها: کمال‌الملک، علی حاتمی، فیلمنامه، سینمای ایران، تاریخ، قاجار، ادبیات نمایشی،

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1396 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By Slide Skin:.