نیستان - کمال‌الملک ۷

إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

نیستان - کمال‌الملک ۷ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

شاه و اتابک از پله‌ها بالا می‌روند و وارد موزه می‌شوند.

مظفرالدین‌شاه هرچه بلاست، بر این دل مبتلاست. چه بلا سفری شد اتابک‌جان این سفر!

اتابک بحمدالله خطر گذشت. شاه‌جون! ماه‌جون! آمده بود بلایی، ولی به خیر گذشت.

مظفرالدین‌شاه ما که دو‌تا گوشمان را می‌گیریم، برمی‌گردیم سر تاج‌وتختمان.

اتابک جان به دربردن از این مهلکۀ مهیب و عمر دوبارۀ شاه نجیب جای شکر عمومی دارد، نه گله از بخت شاهانۀ مظفر.

مظفرالدین‌شاه شاهی به این شوره‌بختی، حقاً نوبر روزگاره. پروگرام سفر را به قلم سیاه نوشته بود انگار، آن خطاط قضا. سفر انگلستان موقوف شد، به جهت درگذشت پسر صغیر ملکۀ انگلیس. دعوت را پس خواند آن عجوزۀ هزارداماد. میل ایتالی کردیم، بغتتاً امپراتورش ترور شد و دعوت منتفی. لاعلاج ما مقیم شدیم در حوزۀ پاریس. اُنّان‌سُرا سالن‌های عیش‌و‌نوش تعطیل شد و مراسم تذکار و ادعیه در کلیسا برپا. معتکف سفارت‌خانه بودیم که اشارت به سیاحت موزۀ لوور رفت و مقبول افتاد؛ که چیزی نمانده بود به دست آن کافر اجنبی تلف شویم.

اتابک توقع دارم اعلی‌حضرت مثل شیر شرزه بغرند.

مظفرالدین‌شاه بعله.

اتابک و رخصت فرمایند که پرده‌ای از شجاعت شاهنشاه ایران در این موزۀ جلیل به یادگار بماند.

مظفرالدین‌شاه خیر.

اتابک عرض می‌کنم: توقع دارم.

مظفرالدین‌شاه توقع بی‌جایی عرض می‌کنی اتابک‌جان! ما از فرط هول به حال ارتحالیم. چی عرض می‌کنی؟

اتابک حواستون رو بدین به سیاحت این نگارستان.

مظفرالدین‌شاه بعله.




اتابک یک چرخکی می‌زنیم ساختگی. جلدی برمی‌گردیم سفارت‌خانه.

مظفرالدین‌شاه بعله.

کمال‌الملک مشغول کپی کردن یک تابلو است. منجنیق را پایین می‌آورند تا نقاش رمقی بگیرد و گلویی تازه کند. مظفرالدین‌شاه و اتابک مشغول دیدن تابلوها هستند. اتابک کمال‌الملک را که در حال نقاشی است می‌بیند و به سمت او می‌روند.

اتابک اوا، اعلی‌حضرت! استاد کمال‌الملک خودمون!

مظفرالدین‌شاه عجبا! استاد نقاش در موزۀ نقاشی. چه با رنگ می‌کنی، رنگدان رنگین‌دست؟

کمال‌الملک پردۀ مراسم تدفین حضرت مسیح.

مظفرالدین‌شاه رحمت‌الله علیه؛ علیه‌السلام.

کمال‌الملک کار استاد تیسیَنه. بی‌حضور استاد در مکتبش تعلیم می‌بینم. من راوی شعر این شاعرم؛ شعری از‌پیش‌سروده.

مظفرالدین‌شاه نهایت، پردۀ نقاش‌باشی ما هم به همین وجاهت می‌شود.

کمال‌الملک کمتر از اصل نمی‌شود، اگر اصلاً اصل‌وفرعی در میان باشد. همه جلوۀ عشقه. سرّ دلبرانه در حدیث دیگران.

مظفرالدین‌شاه که استاد نقاش ما تا این درجه متعالی شده. فرنگی‌کار و بدل‌زن و بدیع‌نگار.

کمال‌الملک صحبت از مرتبت شاگردی است، نه بیش.

اتابک حالا وقتی است که فی‌الواقع عرض می‌کنم...

مظفرالدین‌شاه عرض بی‌جا نکنی اتابک‌جان!

اتابک من یکی نمی‌گذارم کمال‌الملکمان را این فرانسوی‌ها لوطی‌خور کنند.

مظفرالدین‌شاه بعله، بعله.




اتابک در معیت موکب همایونی برمی‌گردونیمش دربخانه.

کمال‌الملک من که جلای وطن نکردم. همیشه به یاد یار‌و‌دیار بودم. با همۀ تنهایی شاهد دارم. کار من تمام نشده. حال من حال تشنۀ دیر‌به‌آب‌رسیده است. حال فقط شوق نوشیدن دارم. چشمۀ گوارا کجاست، حدیث دیگری است. فرصت بدید تا این نادان بداند عسل به خانه می‌برد یا زهر بدتر از تریاک.

مظفرالدین‌شاه کار جهان به اعتدال راست می‌شود. همه‌چیزمان باید به همه‌چیزمان بیاید. اتابک بدش نیاید. ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم که نقاش‌باشی آن‌طوری داشته باشیم. بئله دیگ، بئله چغندر. برگردید به ولایت.

کمال‌الملک با دست خالی بهتر بود از این دستی که نمی‌دانم تکلیفش چیست.

اتابک استاد کمال‌الملک، شما ایرانی هستید و ایرانی هرکجای گیتی باشه، رعیت شاه ایرانه. توصیه می‌کنم به امید وساطت فرنگی‌ها هم نباشید. فرانسوی‌های هنرپرور شاه رو بیشتر دوست دارند تا کمال‌الملک.

مظفرالدین‌شاه بعله.

کارمند موزه وارد می‌شود و گزارش خبر ترور را به دست اتابک می‌دهد.

اتابک مرسی موسیو. گزارش فوری سرکمیسر پلیسه، اعلی‌حضرت. استنطاقات و تحقیقات لازمه معلوم داشته که ضارب، فرانسوا سالون، اهل فرانسه، از فرقۀ آنارشیست فقط به این قصد مرتکب عمل شنیع سوءقصد نافرجام شده که ادای ترور امپراتور ایتالیا رو دربیاره.

مظفرالدین‌شاه مقلّد مفلوک مذبذب!

اتابک رو به کارمند موزه

اتابک مرسی موسیو. استاد، ایران کوچک را دست‌تنها نگذارید.

کمال‌الملک شما از ایران دست بردارید، مملکت بزرگی می‌شه.

شاه و اتابک موزه را ترک می‌کنند. کمال‌الملک به حالتی خسته می‌نشیند...



برچسب ها: کمال‌الملک، نقاشی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، علی حاتمی، فیلم، تاریخ،

تاریخ : پنجشنبه 2 شهریور 1396 | 09:15 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By Slide Skin:.