نیستان - تنهایی

تنهایی

از یک سه‌تار کهنه، از مرغ سحر تا شب
از عصر جمعه، جمعهٔ کش‌دار سگ‌مصب


از صبح بحث فلسفی، حرف از حقوق زن
هر شب تخیل با دو سه تا عکس مستهجن


از ایسم های بی‌ادب، از کوفت، زهرمار
در ژست‌های شاعرانه نخ‌به‌نخ سیگار


معلوم بودن در دل یک چند‌مجهولی
ارضا شدن از زندگی در نقش مفعولی


از رنگ‌های زندگی خاکستری بودن
رؤیای ابراهیمی تنھاتری بودن


از ضلع‌های فرضی یک دایره بودن
سیر از خودت، از بودنت تا خرخره بودن


از ایستگاه صادقیه گریه تا همت
از عاشقت بودن به هر نحو و به هر قیمت


از لمس دست گرم تو در جیب بارانیت
از زخم‌های عمدی‌ام، از بوسه‌درمانیت


از تو که راحت رفته‌ای، راحت‌تر از راحت
از من فقط یک هیچی، یک هیچِ کم‌طاقت


یک هیچی که راه را از عمد کج کرده
یک هیچی که با خودش بدجور لج کرده


از قصه‌ای که خوب‌هایش یک‌به‌یک مردند
در بازی‌ای که بدترین‌ها عاقبت بردند


دلگیرم از از از رسیدن به همین بخشی
که خوب می‌دانم مرا دیگر نمی‌بخشی


لعنت به من، لعنت به من، لعنت به من، لعنت
گریه... صدای نالهٔ آژیر در همت


رؤیا ابراهیمی


تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1396 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30


  • paper | فروش تبلیغ متنی | خرید Reports
  • فروش بک لینک | بازی آنلاین