نیستان - سرزمین بی‌تفاوت‌ها

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

نیستان - سرزمین بی‌تفاوت‌ها یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ

باران نشو در سرزمین بی‌تفاوت‌ها
هرگز کسی بذری در این صحرا نخواهد کاشت


با قصه‌هایت دل‌خوشم کردی ولی افسوس!
این شاهنامه آخر خوبی نخواهد داشت

*

دن کیشوت تنهای من! از خواب خوش برخیز
این آسیابان دشمن دیرینهٔ ما نیست


خون گریه کردی روی سنگ‌قبر آزادی
یک روز می‌فهمی خودت این گور هم خالی است

*

از سطرسطر واژه‌هایت خون چکید اما
خون‌نامه هرگز جلد زرکوبی نخواهد داشت


منجی درون خانه‌اش آسوده خوابیده
ما جان سپردیم و غنایم را خودش برداشت

*

ای جنگجوی بی‌سپاه و لشکرم برگرد
حواریون دنبال کسب‌وکارشان هستند


امروز مست اند و هزاران عهد می‌بندند
فردا یهوداوار در انکارشان هستند

*

از خاطرات خوبمان تاریخ می‌سازم
جغرافیای من درودیوار این خانه است


پیراهنت دروازه‌های فتح آزادی است
فرمانروای کوچکم یک قلب دیوانه است

*

من عشق می‌خواهم، فقط یک عشق معمولی
دل‌تنگ باشم، شانه‌ام باشی، همین کافی است


این شهر قدر قهرمان‌ها را نمی‌داند
تو قهرمان خانه‌ام باشی، همین کافی است

*

من کوهی از صبرم ولی ایوب هم روزی
در چنته دیگر صبر ایوبی نخواهد داشت


دارم تو را تنها... ولش کن، گفته بودم که
این شاهنامه آخر خوبی نخواهد داشت


رؤیا ابراهیمی


تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1396 | 02:01 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.