تبلیغات
 نیستان - پرنده گفت

پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
دوباره می‌سازم، آسمان آبی را


کنار می‌زنم از متن، پردهٔ شب را
که جیک‌جیک کند صبح آفتابی را

*

پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که ترس، منتظر هیچ‌کس نخواهد بود

 

که تا ابد می‌خوابیم روی بالش ابر
که سرنوشت من و تو قفس نخواهد بود

*

پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که جیک‌جیک کند مثل یک پرندهٔ شاد

 

نترسد از صیاد و شکارچی چون‌که
تفنگ‌های قدیمی شکوفه خواهد داد!

*

پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که اسم حذف‌شده در کتاب، شلیک است!

 

که آب و دانه زیاد است مثل آزادی
که صادقانه بگویم: بهار نزدیک است

*

پرنده کرد نگاهی به خندهٔ روباه
پرنده کرد نگاهی به چشم موذی مار

 

پرنده کرد نگاهی به میله‌های قفس
پرنده کرد نگاهی به حرکت کفتار

*

پرنده کرد نگاهی به لاشهٔ جفتش
پرنده کرد نگاهی به خونِ روی پرش

 

پرنده کرد نگاهی به بال کوچک خود
غم بزرگ… و تنهاییِ بزرگ‌ترش!

*

جهان مسخره‌ای که عقب، جلو می‌رفت
پرنده آویزان بود، از طناب کلفت

 

نگاه کرد به تخم شکسته‌اش سرِ میز
پرنده گفت: به تخمم… و هیچ‌چیز نگفت


مهدی موسوی


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/New/bird.jpg





تاریخ : سه شنبه 19 دی 1396 | 11:57 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات


  • paper | خرید Backlinks | خرید backlink
  • خرید Reporters | فروش رپورتاژ اگهی