تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : دوشنبه 30 اسفند 1395
نظرات
[http://www.aparat.com/v/f6ZrD]

نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : یکشنبه 29 اسفند 1395
نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Blog.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Blog1.jpg

نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : جمعه 27 اسفند 1395
نظرات
برای افشین یداللهی


سلام ای غروب غریبانه دل
!
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن!


سلام ای غم لحظه‌های جدایی!
خداحافظ ای شعر شب‌های روشن!


خداحافظ ای شعر شب‌های روشن!
خداحافظ ای قصۀ عاشقانه!


خداحافظ ای آبی روشن عشق!
خداحافظ ای عطر شعر شبانه!


خداحافظ ای همنشین همیشه!
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته!


تو تنها نمی‌مانی ای مانده بی‌من!
تو را می‌سپارم به دل‌های خسته


تو را می‌سپارم به مینای مهتاب
تو را می‌سپارم به دامان دریا


اگر شب‌نشینم، اگر شب‌شکسته
تو را می‌سپارم به رؤیای فردا


به شب می‌سپارم تو را تا نسوزد
به دل می‌سپارم تو را تا نمیرد


اگر چشمۀ واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد


خداحافظ ای برگ‌و‌بار دل من!
خداحافظ ای سایه‌سار همیشه!


اگر سبز رفتی، اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه!


ترانۀ اهورا ایمان

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Afshin.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395
نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht6.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht2.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht4.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht5.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht1.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Takht3.jpg

در قصه‌ها من پادشاه تخت جمشیدم

تاریخ می‌خواهد شما تاج سرم باشی
تو آرزوی سال‌های دور من بودی

روزی بیاید، مهربانو، همسرم باشی

 

از شوش تا بابل و حتی وسط یونان
هی زخم‌های جنگ‌ها را با خودم بردم
تو شاهدی... سربازهایم باوفا بودند

پیروز میدان بودم و گول تو را خوردم

 

من نفرت تائیس را در چشم تو دیدم
قربانی دیوانگی‌های خودم هستم
من پادشاه عاشق یک گوشه از تاریخ

من شعله‌ای از آتش اسکندری مستم


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya7.jpg


از آن سر دنیا مغول‌ها حمله می‌کردند

بر مرزهای کشورم شمشیر خون پاشید
فوت‌و‌فتیش از قرن‌های دور برپا بود

روی تمدن سال‌ها چنگیزخان شاشید

 

با ترکمنچای و گلستانی که ننگینند
مانند حافظ باز هم قاجار می‌بخشید
سردار اسعد هشتصد سرباز لر دارد

تا پایتخت کشورش با جان‌و‌دل جنگید

 

تاریخ ما به عاشقی درس بزرگی داد
زیرا رضا‌خان لحظه‌های خوب خوابت بود

این روسری لعنتی را از سرت بردار

این بهترین تصویری از کشف حجابت بود


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya8.jpg

حالا هزاران سال، از آن روزها رفته

همراه با معتادهای شهر رقصیدم
دنبال تو می‌گردم و عبرت نمی‌گیرم

من جانشین پادشاه تخت جمشیدم

 

حیدر میرانی


نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : شنبه 21 اسفند 1395
نظرات

می‌خواستم من پادشاه کشورت باشم
دروازه را تسلیم شاه دیگری کردی
بر لشکر احساس من آتش کشیدی زن
زن بودی اما خوب، خوب اسکندری کردی

 

در انحصار پادشاه دیگری بودی
در اقتدار سایه‌ام تردید می‌کردی
کشف حجابت باعث بدنامی‌ات می‌شد
باید مرا از کشورت تبعید می‌کردی

 

در امنیت بودی ولی با ماجراجویی
لبخند را با اخم تاتاری عوض کردی
تاریخ حیرت کرد وقتی که رضاخان را
با شاه‌های عهد قاجاری عوض کردی

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya5.jpg

جغرافیای من درون نقشه‌ها گم شد
وقتی که حتی پایتختت هم فرو پاشید
حالا تحصن می‌کنی؟ سودی ندارد شعر
مشروطه شلیک قوای دشمنش را دید

 

خواندم ولی افسوس که از یاد من پر زد
در قصهٔ فرهاد چیزی غیر حسرت نیست
من دوستت دارم ولی تو راست می‌گفتی
لعنت به تاریخی که حتی درس عبرت نیست!

 

مهرداد عرفانی



http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya6.jpg

نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : چهارشنبه 18 اسفند 1395
نظرات

آغوش من دروازه‌های تخت جمشید است
می‌خواستم تو پادشاه کشورم باشی

 

آتش کشیدی پایتخت شور و شعرم را
افسوس که می‌خواستی اسکندرم باشی

 

این روزها حتی شبیه سایه‌ات هم نیست
مردی که یک‌شب بهترین تعبیر خوابم بود

 

مردی که با آن جذبهٔ چشمِ رضاخانیش
یک روز تنها علت کشف حجابم بود

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya.jpg

در بازوانت قتلگاه کوچکی داری
لبخند غارت می‌کند آن اخم تاتاریت

 

بر باد دادی سرزمین اعتمادم را
با ترکمنچای خیانت‌های قاجاریت

 

در شهرهای مرزی پیراهنم جنگ است
جغرافیای شانه‌هایت تکیه‌گاهم نیست

 

دارم تحصن می‌کنم با شعر بر لب‌هات
هرچند شرطی بر لب مشروطه‌خواهم نیست


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya1.jpg

من قرن‌ها معشوقهٔ تاریخی‌ات بودم
دیگر برای یک شروع تازه فرصت نیست

 

من دوستت دارم... بغل کن گریه‌هایم را
لعنت به تاریخی که حتی درس عبرت نیست


رؤیا ابراهیمی

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya2.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya3.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Roya4.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


 
 
هدف هنر نه وضع قانون و نه قدرت‌طلبی است. وظیفه‌ هنر، درک کردن است. هیچ اثر نبوغ‌آمیزی بر کینه و تحقیر استوار نیست. هنرمند یک سرباز بشریت است و نه فرمانده. او قاضی نیست بلکه از قید قضاوت آزاد است. او نماینده‌ دائمی نفوس زندگان است.
آلبر کامو

میثم نصیری