تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1395
نظرات

این جنگل چوب خورده تو نعره های خفیفش شیرِ لگد خورده داره

دریاست دریای تابوت، رو شونه های نحیفش مرغابیِ مُرده داره

طفلک همش لَنگ نونه، این سفره هرچی که داشته، برداشته و بذل کرده

از تشنگی نصف جونه، این مشک دستاشو عمری نذر ابوالفضل کرده

این صورت استخونی از فقر سیلی که می خورد، دردو فراموش می کرد

البته یادم نمی ره، وقتی جوون بود با فوت خورشیدو خاموش می کرد

روحی که رو موج اف ام می نشست کنج اتاقو، سرگرم بخت خودش بود

لبخند می زد به آفت، سیبی که نعشش همیشه زیر درخت خودش بود

ای چرک رو اسکناسا، ارابه ناشناسا، پیکان دلتنگ، بابا

پر تلنبار مونده، از شهر و از یار مونده، قربانی جنگ، بابا

پیجامه بی ادامه، چشم انتظار یه نامه، تسبیح و سجاده، بابا

ای سرفه های پر از دود، ویرونه شاه مقصود، از سکه افتاده، بابا


می گفت: جاهل که بودم، عمر عزیزم هدر شد توی صف سینماها

می گفت: امروز دیگه نقش مهمی ندارم توی تئاتر شماها

می گفت: ده سال، هر روز راه دواخونه هارو ترک موتور گریه کرده

از اون سر چاله میدون تا این سر توپخونه با توپ پر گریه کرده

می رفت و می گفت: پشت لبخند سه در چهارم قسط عقب مونده دارم

می گفت: از من گذشته، می رفت و می گفت: امشب مهمون ناخونده دارم

ای آخرین شاهنامه، افسانه بی ادامه، بی سنگ و کباده، بابا!
 تنهایی پرده خونا، تهمونده پهلوونا، از اسب افتاده، بابا
!

سروده حسین صفا



نویسنده : میثم نصیری
تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395
نظرات

سرمست و سرگردان در کوچه های تهران

چرخ می زنم تا صبح، سرگشته و رها

 

از چشم میدان ها تا پای خیابان ها

پر کرده رویایت، دنیای مرا

 

باد از تو می خواند در همهمه من

شهر از تو می گوید در خاطره من

نور خیابان امشب رنگارنگ توست
بوق و سوت و آژیرش، آهنگ توست

جامانده عطر تو در خانه آغوشم
تا شب نگیرد باز، از من، من تو را

برگ رنگ چشم توست، ماه از روی لبخندت
این کوچه می پوشد پیراهن تو را / سودا...


غزل مهدوی



 
 
هدف هنر نه وضع قانون و نه قدرت‌طلبی است. وظیفه‌ هنر، درک کردن است. هیچ اثر نبوغ‌آمیزی بر کینه و تحقیر استوار نیست. هنرمند یک سرباز بشریت است و نه فرمانده. او قاضی نیست بلکه از قید قضاوت آزاد است. او نماینده‌ دائمی نفوس زندگان است.
آلبر کامو

میثم نصیری