نیستان - مطالب ابر درد

انگار می‌کنم که ورنجِستم!

انگار می‌کنم که ورنجِستم!

نیستان - مطالب ابر درد انگار می‌کنم که ورنجِستم!

خدایا کاش وصلی بود یک‌دم!
نه دردی بود در عالم، نه مرهم

 

نمی‌میریم جز در آتش وصل
نمی‌سوزیم جز در حسرت هم

 

هرآن‌کو راه عدل و دین بگیره
مراد از طالع شیرین بگیره

 

مرا داغ برادرهاست در دل
فلک داد مرا سنگین بگیره

 

همان‌هایی که اهل راز گردند
دگر با خویشتن دمساز گردند

 

جراحت در جگر دارند و افسوس
کجا یاران رفته بازگردند؟

 

اسیر روزگار گرم و سردیم
مگر با گردش دوران بگردیم

 

همه آلوده‌دامانی به سر شد
به‌جز زخمی که از سر وا‌نکردیم

 

عبدالجبار کاکایی

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Gardesh.jpg


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png



برچسب ها: ترانه، جراحت، عبدالجبار کاکایی، درد، مرهم، عدل، دین،  

تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1396 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

هر که سودای تو دارد، چه غم از هر که جهانش؟
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش؟


آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش


هر که از یار تحمل نکند، یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد، مرد مخوانش


چون دل از دست به درشد مثل کرۀ توسن
نتوان بازگرفتن به همه شهر عنانش


به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند، گر بزنی تیر و سنانش


خفته خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار بازنیاید به تن مرده روانش


شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت!
که همه عمر نبودست چنین سرو روانش


گفتم: از ورطۀ عشقت به صبوری به‌درآیم
باز می‌بینم و دریا نه پدیدست کرانش


عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش


چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی؟
بنده بی‌جرم و خطایی، نه صواب‌ است، مرانش


نرسد نالۀ سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردی است فغانش


گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت
پرده برافتد ز سر راز نهانش


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Cinama.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Cinema2.jpg

 
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Cinema1.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Malena.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Malena1.jpg

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/play.png


برچسب ها: سعدی، غزل، شعر کلاسیک، درد، فغان، افلاطون، حکیم،  

تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1395 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

این روزگار قلب منو چاک داد

خوردم زمین و رو‌به‌روم واستاد

 گفت که دستامو بگیر و

تا دستامو بردم سمتش، خندید و فو داد

همه به ظاهر گرم، ولی نظاره‌گر

نگاه شادشون به دردم اضافه کرد

اونا که داشتن تو عقده می‌مردن

اونا که سر سفرۀ ما لقمه می‌خوردن

تا اینو فهمیدن ما زمین خوردیم

تماشا می‌کردن و تخمه می‌خوردن

منم جواب دادم با یه آه بلند

اونا نشستن و منم تو راه قله‌م

اونایی که منو به حال خودم

رهام کردن تو دردام ناله کنم

فعلا مهم هدفه، ولی وقتش می‌رسه

که زندگینامشونو پاره کنم

 

بکوب پاهاتو محکم روی زمین و باز

بگو: این‌جا تازه اول مسیره؛ روی پات

بمون، انتهای این مبارزه برد با ماست

بجنب، وقت نیست پاشو، بگو: من ادامه می‌دم...

 

من ادامه می‌دم تو این قصه بیدارم

واسه صد‌تا آلبوم تکست و بیت دارم

ادامه می‌دم تا وقتی حرف هست

آتش‌فشانو نمی‌شه با برف بست

له شدم وقتی باید غنچه می‌دادم

حالا توی اوج درد و اوج بیدادم

تا الانم به دردام فرجه می‌دادم

ببین، من یه پا برج میلادم

ادامه می‌دم، مرزا رو می‌شکنم

اینو می‌گم به اونا که حرفامو می‌شنون

 تو زیرزمینم، این‌جا خونه‌مو ساختم

ادامه می‌دم تا وقتی جونمو باختم

هر‌ کی به‌م ضربه زد، بخشیدم بی‌شک

هر چی زخمی‌تر، وحشی‌تر می‌شم


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Jamshad.jpg

واسه رسیدن به هدفی که پی‌شم

رپو می‌ذارم کنار، ولی به یه شرط...

وقتی رپ فارسو بسازم و بمیرم

طرفدارا زیر جنازمو بگیرن

بشینن همگی کنار تابوت

بگن یاس همیشه به یاد ما بود

 

اون که پای خونواده جنگید

خاطرات مثل کوله بار سنگین،

رو دوشمه، هنوزم عذابم می‌ده

ولی به زندگی بازم جوابم اینه:

هی زندگی چی کار کردی با من؟

تو اینو به‌م بگو: تو نامردی یا من؟

 اینم بدون این تویی که تهش باختی

من ادامه می‌دم هنوز منو نشناختی

تا اون روز که ببینم ایران بهشته

من اینو می‌گم، دارم ایمان بهش

من ادامه می‌دم حتی توی قفس

حالا باز بیا دور ما رو دیوار بکش

من عمرمو تو ظلمت سر نکردم

 واسه رسیدن شانس صبر نکردم

من با صفر یه کاری کردم مطمئنم

خیلیا با صد‌تا صد نکردن

چه سوختیم، چه ساختیم

چه بردیم، چه باختیم

چه لری، چه لاری

چه کردی، چه فارسی

چه بلوچ، چه گیلک

چه ترکی، چه ساری

شکفتیم، شکافتیم

شتافتیم تا ساختیم


یاس

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/Jabbar.jpg


برچسب ها: یاس، روزگار، درد، عقده، رپ، آلبوم، آتش‌فشان،  

تاریخ : جمعه 21 آبان 1395 | 09:32 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.