تبلیغات
نیستان - مطالب ابر شعر

تا ماه شب‌افروزم پشت این پرده‌ها نهان است
باران دیده‌ام همدم شبم یارِ آن‌چنان است

جان می‌لرزد که ای‌وای اگر دلم دیگر برنگردد
ماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان است
*
ای باران ای باران از غصه‌ام آگاهی
بزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهایی
بگو به خاک همنشین ماهی
 می‌باری بر مزارش خوش به حالت که بارانی

از قطره‌ات چون شکفد به خاکش سبزه همی
بوی ماهم کشان ابرِ خاکش ابرِ باران

فردین خلعتبری


برچسب ها: باران، شعر، ادبیات، ترانه، فردین خلعتبری، موسیقی، مدار صفر درجه،

تاریخ : شنبه 26 خرداد 1397 | 08:47 ق.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

آتش عشق تو در جان خوش‌تر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوش‌تر است

 

هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای
تا قیامت مست و حیران خوش‌تر است

 

تا تو پیدا آمدی، پنهان شدم
زان‌که با معشوق پنهان خوش‌تر است

 

درد عشق تو که جان می‌سوزدم
گر همه زهر است، از جان خوش‌تر است

 

درد بر من ریز و درمانم مکن
زان‌که درد تو ز درمان خوش‌تر است

 

می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوش‌تر است

 

چون وصالت هیچ‌کس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوش‌تر است

 

خشک‌سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوش‌تر است!

 

همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوش‌تر است

 
موسیقی: دنگ‌شو



موسیقی گروه دنگ‌شو نگاهی تازه به نغمه‌های بومی شرقی و به‌خصوص خاورمیانه دارد. دنگ شو در سال ۲۰۰۷ به‌صورت رسمی با اجرا در تهران فعالیت خود را آغاز کرد. در سال ۲۰۰۸ با اجرا برای پادشاه تایلند به مناسبت سالِ جهانی مولانا، دامنۀ کار خود را به بیرون از ایران گسترش داد. در سال ۲۰۱۰ با انتشار آلبوم شیراز چل‌ساله توانست در میان پرفروش‌ترین‌های موسیقی آوانگارد در سایت‌هایی چون آمازون قرار بگیرد. این موفقیت باعث شد که پیشنهادهای برگزاری تور در آمریکا و انگلیس از طرف برگزارکنندگان ارائه شود. در سال ۲۰۱۲ دنگ‌شو به ایران بازگشت و به دلیل نداشتن اجازه کنسرت در ایران، به ساخت موسیقی برای فیلم و سریال پرداخت.

آلبوم مدّ و نای دومین اثر رسمی گروه دنگ‌شو است. پیش‌ازاین، آلبوم اتاق گوشواره نیز به‌صورت رسمی از این گروه پخش شده بود. در آلبوم مد و نای تمایل موسیقایی گروه به سازبندی الکترونیک مشخص است. کلیت آثار در همان راستای سبک و فضای گذشته دنگ‌شو است؛ ترکیبی از موسیقی غربی و ایرانی، اما این بار فضای الکترونیک هم به آلبوم اضافه شده. موسیقی دنگ‌شو بخش مهمی از جریان موسیقی تلفیقی سال‌های اخیر است. جریانی که گروه‌هایی مثل پالت، بمرانی، دال، چارتار، داماهی، دارکوب و عجم و هنرمندانی مانند میلاد درخشانی، علی زند وکیلی و مهدی ساکی بدنۀ اصلی آن را تشکیل می‌دهند.


http://s9.picofile.com/file/8324439918/MadoNay.gif


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/New/1.png


برچسب ها: عطار، غزل، دنگ‌شو، آلبوم موسیقی، دانلود آلبوم، مد و نای، شعر،

تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 | 09:18 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
عمر خیام نیشابوری، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و شاعر ایرانی است. او در دورهٔ سلجوقیان میزیست. بُعد علمی خیام قویتر از بُعد ادبی اوست، ولی شهرت او بیشتر به خاطر سرودن رباعیاتش است که آنها را به بیشتر زبانهای زنده ترجمه کردهاند. یکی از مهمترین کارهای علمی او اصلاح تقویم ایران در دورهٔ پادشاهی سلجوقیان بوده. خیام شعرهایش را در قالب رباعی در سدههای پنجم و ششم هجری سروده. رباعی قالب شعری است که شامل دو بیت یا چهار مصراع است. مصراعهای اول و دوم و چهارم آن بر یک قافیهاند و وزن آن «لاحول و لاقوة الا بالله» است. در رباعی، کوتاهی کلام مانع از بیان سخنان زائد میشود. رباعیسرا باید طبع توانایی داشته باشد تا بتواند لب لباب مطلب را در مصراع آخر بیان کند.

خیام از هیچ شاعری پیروی نمیکند؛ چه در بهکارگیری واژهها و اصطلاحات و چه در دیدگاههای شاعرانه. او صاحب زبان و سبک خاص خود است و از ایجاز بهرهٔ بسیاری برده. رباعیات او بیانگر نظرات فلسفیاش هستند. یکی از ویژگیهای شعر خیام استفادهٔ اندک او از واژههای عربی است. او مثل فردوسی تا جای ممکن فارسیگو بوده و از کلمههای عربی متداول آن دوره هم استفاده نکرده. این ویژگی ازآنرو قابلتوجه است که در زمان او زبان عربی بسیار رواج داشته و اغلب کتابهای علمی و مذهبی به عربی نوشته میشدهاند.

خیام به بیاعتباری دنیا و ناپایداری هستی انسان اشاره کرده. حیرت در امور جهان و ندانستن اسرار آفرینش هم از موضوعهای موردعلاقهاش هستند. خیام زندگیاش را صرف تأمل و دانشاندوزی کرده، اما سرانجام به این باور رسیده که چیزی از زندگی نمیداند. پارهای از رباعیات او هم راجع به دردها و رنجهای دنیا هستند. زمانهٔ خیام دورهٔ شکوفایی باورهای اشعری بود. گرچه او اشعری مسلک نبود، جو نظری حاکم و پذیرش عمومی مردم، موضوع جبر را وارد ذهن و زبانش کرده. همچنین بیاعتباری دنیا و ناپایداری و زوال انسان از نظرات برجستهٔ اوست. خیام در رباعیاتش امر پوچی و بیهدفی را هم از منظر خود مطرح میکند.

خیام انسان را به بیاعتنایی به مسائل و لذت بردن از زندگی دعوت میکند. او به مِی و میگساری و اغتنام فرصت توجه زیادی کرده و این سبب شده تا عدهای او را شخصی لاابالی، دائمالخمر و لذتپرست بینگارند؛ درحالیکه اینگونه نبوده است. مِی در اغلب آثار ادب فارسی و شعر شاعران بزرگْ معانی استعاری و مجازی دارد. مقصود، شراب نیست، بلکه مفهومی انتزاعی است که شاعران برای زیبا کردن زبان شعر برمیگزیدند. شراب در زبان شاعرانه به معنی فراغ خاطر و خوشی و مانند آنهاست. اغتنام وقت با عیش و شادی موضوع مهمی در شعر اوست. این، مضمونِ منحصربهفرد خیام نیست و از مبانی نظری ایران پیش از اسلام محسوب میشود، اما بهترین نمونههای شعری چنین موضوعی اشعار خیام هستند.

هیچ دیوان تنظیمشدهای از خیام به فاصلهٔ کوتاهی بعد از مرگ او به دست نیامده است. دربارهٔ واقعی یا جعلی بودن رباعیات منسوب به او اختلافنظر وجود دارد. پژوهشگران اروپایی و ایرانی بسیاری اقدام به تصحیح و تشخیص شعرهای قطعی و مسلّم او کردهاند که نتیجهٔ آن نسخههای متعدد و متفاوتی از رباعیات خیام است. در سال ۱۳۲۰ محمدعلی فروغی نسخهای از رباعیات خیام را تهیه کرد که شامل ۱۷۸ رباعی بود. او برای این کار از منابع قدیمی کتابخانههای ایران و ترکیه بهره برد.

ادوارد فیتزجرالد شاعر انگلیسی در سال ۱۸۵۹ میلادی رباعیات خیام را به زبان انگلیسی ترجمه کرد. این ترجمه موجب شهرت جهانی خیام و رباعیاتش شد. فیتزجرالد با حفظ مضمون و ماهیت نظرات و تخیلات شاعر آن را به شیوهٔ آزاد در قالب وزن شعری انگلیسی درآورده است. علاوه بر ترجمه به زبان انگلیسی، رباعیات خیام را به زبانهای فرانسوی، آلمانی، اردو، عربی، ایتالیایی، ترکی، روسی، اسپانیایی، چینی، هندی، ارمنی، ژاپنی، یونانی، کردی و... هم ترجمه کردهاند.

رباعیات خیام بارها در ایران چاپ شده. در مجموعهٔ پیشِرو، شعر و عکس همنشین شدهاند تا شاعر و تصویرگر چیزی را یادآوری کنند که درگذر زندگی و تکرار روزمرگی فراموش میکنیم. راوی کوشیده است مجموعهای از عکسهای روایی را گردآورد تا نیروی اشعار برای بیان مفهوم تقویت شود. شعرها و عکسها در این اثر باهم درآمیختهاند تا مفاهیم هزارسالهای را احیا کنند که متروک و فراموش شدهاند، ولی برای زندگی امروز مفید و مطلوباند.


پیشگفتار کتاب

http://s8.picofile.com/file/8323524618/Rubaiyat.gif


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/New/BeZudi.png

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/511/1532260/New/Hemayat.png


برچسب ها: رباعی، رباعیات، خیام، شعر، فلسفه، رباعیات خیام، ادبیات،

تاریخ : پنجشنبه 23 فروردین 1397 | 12:12 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

در زر‌زری‌ترین شب دنباله‌دارها
لبریزم از چکاچک خون انارها

 

امشب قمر به عقرب چشمت رسیده است
(از اتفاق نادر نصف‌النهارها)

 

هی باد بی‌هوا! لچکم را به هم نریز
گل کرده‌اند گوشۀ شالم بهارها

 

قندیل‌های یخ‌زده آذین گرفته‌اند
با بوسهٔ نسیم و لب چشمه‌سارها

 

امشب بهارْ گل زده گیسوی برف را
حتی شکوفه رد شده از ذهن خارها

 

یلداترین بهانۀ من بیشتر بمان
دیگر دوباره گم نشوی در مدارها

 

فردا که شهر خواب تو را خواب مانده است
تو رفته‌ای و گم شده‌ای در غبارها

 

فردا تو رفته‌ای و زمین ایستاده است
تا سال بعد، پای تمام قرارها


رؤیا ابراهیمی


برچسب ها: رؤیا ابراهیمی، غزل، شعر، شعر معاصر، ادبیات معاصر، یلدا، انار،

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1396 | 05:06 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

تنها به فکر نان شب بودم
او از لب و از روسری می‌گفت


در من زنی با درد می‌جنگید
او از فنون دلبری می‌گفت!

*

می‌گفت و من با بغض خندیدم
می‌گفت و من صورت خراشیدم


می‌گفت و من مردانه پوشیدم
می‌گفت و زلفم را تراشیدم

*

می‌گفت و می‌گفتم ولی افسوس
دنیای ما باهم تفاوت داشت


من احمقانه ریشه می‌دادم
او احمقانه‌تر تبر برداشت

*

دلگیرم از دنیای نامردی
که بغض یک زن را نمی‌فهمد


آغوش من آن جنگل بکری است
که راه‌آهن را نمی‌فهمد

*

گفتم: جهان نامردِ نامرد است
نامرد یعنی پول داروهام


نامرد یعنی قبض آب و برق
نامرد یعنی درد زانوهام

*

نامرد یعنی خانه‌ای بی‌مرد
نامرد یعنی دست خالی، آه


وقتی ببینی بچه‌ات بیمار
افتاده روی تخت درمانگاه

*

نامرد یعنی کیسهٔ سیمان
بر روی دوش طاقت بابا


هی برج‌ها قد می‌کشیدند و
کوتاه می‌شد قامت بابا

*

نامرد یعنی جنگ در بین
یک‌مشت حزب باد و ترسوها


در خون گرمم غوطه‌ور بودم
بر جانم افتادند زالوها

*

آه از جهان سست و بی‌بنیاد
ای‌وای!  از این فرهادکُش فریاد


نامرد یعنی جوی خون در شهر
یعنی خیابان امیرآباد

*

مادر! مرا با بوسه راهی کن
من از مسیرم برنمی‌گردم


مادر! تو گفتی زندگی سخت است
گفتی ولی باور نمی‌کردم

*

شاعر شدیم و درد را دیدیم
او از لب و از زلف زن می‌گفت


من همچنان از درد می‌گفتم
او همچنان در وصف تن می‌گفت

 

رؤیا ابراهیمی

برچسب ها: رؤیا ابراهیمی، شعر، شعر معاصر، ادبیات معاصر، دیکتاتوری با چشم‌های قهوه‌ای، چارپاره، روسری،

تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1396 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات

ای کوفیان! چه شد سخن بیعت حسین؟
و آن نامه‌ها و آرزوی خدمت حسین


ای قوم بی‌حیا! چه شد آن شوق و اشتیاق؟
آن جد و جهد در طلب حضرت حسین


از نامه‌های شوم شما مسلم عقیل
با خویش کرد خوش الم فُرقت حسین


با خود هزار گونه مشقت قرار داد
اول یکی جدا شدن از صحبت حسین


او را به دست اهل مشقت گذاشتید
کو حرمت پیمبر و کو حرمت حسین؟


ای وای بر شما و به محرومی شما!
افتد چو کار با نظر رحمت حسین


دیوان حشر چون شود و آورد بتول
پر‌خون به پای عرش خدا کسوت حسین


حالی شود که پرده ز قهر خدا فتد
وز بیمْ لرزه بر بدن انبیا فتد


برچسب ها: ادبیات عاشورایی، وحشی بافقی، ترکیب بند، شعر، نطم، عاشورا، کربلا،

تاریخ : شنبه 13 آبان 1396 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : میثم نصیری | نظرات
تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.